هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
kein
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
قید
- هیچ
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- نه
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Wir haben kein Problem.
ما هیچ مشکلی نداریم.
۳Kein Bedarf!
لازم نیست.
۴Bei uns bleibt kein Brot übrig.
نزد ما هیچ نانی باقی نمانده است.
۵Kein Bedarf!
لازم ندارم.
۶Ohne Rauch kein Feuer.
هیچ دودی بی آتشی نیست.
۷Kuba ist kein Würfel.
کوبا مکعب نیست.
۸Es ist ein Quadrat und kein Würfel.
این یک مربع است و نه مکعب.
۹Kein anderes Glück empfinde ich als zu lernen.
هیچ خوشبختی دیگری مانند یادگیری احساس نمیکنم.
۱۰Kein Durchgang!
عبور ممنوع!
۱۱Kein Fisch ohne Gräten, kein Mensch ohne Fehler.
هیچ ماهی بدون خار و هیچ آدم بدون خطا نیست.