هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
قید
- هیچ
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- نه
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Kein Zeuge ist besser als die eigenen Augen.
هیچ شاهدی بهتر از چشمهای خود نیست.
۳Ein Weiser schätzt kein Spiel, wo nur der Zufall regieret.
عاقل برای هیچ بازی که در آن فقط شانس حکمفرماست ارزش قائل نمیشود.
۴Einem schlechten Mehl wird kein Gewürz helfen.
هیچ ادویهای یک آرد بد را خوب نمیکند.
۵Kein Wind ist zu kalt für Verliebte.
هیچ بادی برای عشاق سرد نیست.
۶Es ist kein Fisch ohne Gräten und kein Mensch ohne Mangel.
هیچ ماهی بدون خار و هیچ آدم بدون خطا نیست.
۷Kein gutes Buch zeigt seine guten Seiten zuerst.
هیچ کتاب خوبی صفحات خوبش را اول نشان نمیدهد.
۸Ich fürchte, dass kein Kaffee übrig ist.
من بیم دارم که هیچ قهوهای باقی نمانده باشد.
۹Ich bin kein Athener und kein Grieche.
من نه آتنی و نه یونانی هستم.
۱۰Es gibt in der Welt kein größeres Mysterium als die Liebe.
در گیتی هیچ سری بزرگتر از عشق وجود ندارد.
۱۱Kein Meister ist so gut, dass er nicht noch zu lernen hätte.
هیچ استادی آنقدر خوب نیست که هنوز نیازی به آموختن نداشته باشد.