هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
kein
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
قید
- هیچ
ادات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نه
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Das ist kein Spielzeug!
این بازیچه نیست.
۳Sei kein Dummkopf!
احمق نباش!
۴Ich habe kein Talent zur Faulheit.
من هیچ استعدادی برای تنبلی ندارم.
۵Ich bin kein Bettler.
من گدا نیستم.
۶Ohne Kampf kein Sieg.
بدون جنگ، پیروزی حاصل نمیشود.
۷Gibt es denn kein Heilmittel?
آیا هیچ شفایی نیست؟
۸Ich kann kein Muster erkennen.
من هیچ اسلوبی تشخیص نمیدهم.
۹Es gibt kein reineres Wasser als ein fließendes.
هیچ آبی به پاکی آب روان نیست.
۱۰Kein Mensch ist ohne Fehler.
هیچ انسانی بدون خطا نیست.
۱۱Ich bin eine Frau, kein Mädchen.
من یک زن هستم، نه یک دختر.