هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
kein
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
قید
- هیچ
ادات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نه
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Eine wahre Liebesgeschichte hat kein Ende.
یک داستان عشقی واقعی هیچ پایانی ندارد.
۳Ich bin kein Student.
من دانشجو نیستم.
۴Es gibt kein Gegengift.
هیچ پادزهری وجود ندارد.
۵Ich habe kein Wechselgeld.
من پول خرد ندارم.
۶Ohne Leiden bildet sich kein Charakter.
بدون رنج هیچ شخصیتی شکل نمیگیرد.
۷Elektroautos machen fast kein Geräusch.
خودروهای برقی تقریبا هیچ صدایی تولید نمیکنند.
۸Eine Spinne ist kein Insekt.
عنکبوت حشره نیست.
۹Kein Weg ist lang mit einem guten Freund als Begleiter.
هیچ راهی با یک دوست خوب به عنوان همراه طولانی نیست.
۱۰Du bist kein guter Lehrer.
تو معلم خوبی نیستی.
۱۱Gegen ein Vorurteil hilft kein Rat.
هیچ پندی ضد یک پیشداوری کمک نمیکند.