فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسلیم شدن

تأییدنشده

taslim šodan

kapitulieren فعل

فعل

  • تسلیم شدنtaslim šodan(intransitive or reflexive: to give oneself up into the power of another)(surrender; end all resistance; to give up; to go along with or comply)تأییدنشده

دستور زبانِ kapitulieren

فعل

تلفظ
[kapituˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kapituliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kapitulierenمعلوم، مصدر، حال
  • kapitulierendمعلوم، participle، حال
  • kapituliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kapitulierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kapituliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kapituliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kapituliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kapituliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kapitulierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kapitulierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kapituliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kapituliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kapitulierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kapitulierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kapituliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kapitulieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kapitulierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kapitulierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kapitulierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kapitulierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kapituliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kapituliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kapitulierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kapitulierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kapituliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kapituliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kapituliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kapituliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kapituliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kapituliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Nach zehnwöchiger Belagerung kapitulierte die Stadt.

بعد از محاصرهٔ ده هفته‌ای شهر تسلیم شد.

Es gibt mehr Leute, die kapitulieren, als solche, die scheitern.

آدمهایی که تسلیم می‌شوند بیشتر از آنهایی هستند که شکست می‌خورند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6171657), cojiluc (fa #10727937), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1712503), cojiluc (fa #13115531), tatoeba.org
منابع و مجوزها