فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بوسیدن

busidan[buː.siː.d̪ǽn]

küssen فعل

فعل

  • بوسیدنbusidanبوسیدَن[buː.siː.d̪ǽn](to touch with the lips)(mit den Lippen eine andere Person oder einen Gegenstand berühren, zum Zeichen der Liebe oder Verehrung; einen Kuss geben)
  • ماچ کردنmâč kardan[mɒːt͡ʃʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to touch with the lips)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بوسه زدنبوسه زَدَنتأییدنشده
  • ماج کردنماج کَردَنتأییدنشده
  • موج کردنموج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ küssen

فعل

تلفظ
[ˈkʏsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geküsstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • küssenمعلوم، مصدر، حال
  • küssendمعلوم، participle، حال
  • geküsstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • küssمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • küsseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • küsstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • küsseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • küsseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • küsstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • küssestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • küsstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • küsseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • küssenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • küssenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • küsstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • küssetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • küssenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • küssenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • küssteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • küssteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • küsstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • küsstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • küssteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • küssteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • küsstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • küsstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • küsstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • küsstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • küsstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • küsstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich küsste ihre Wange.

من گونه‌اش را بوسیدم.

Man muss viele Frösche küssen, bevor man einen Prinzen findet.

قبل از یافتن یک شاهزاده، باید قورهای بسیاری را بوسید.

Ich küsse mit offenen Augen.

من با چشم‌های باز می‌بوسم.

Küssen kann den Virus verbreiten.

بوسیدن می‌تواند ویروس منتقل کند.

Es gehört viel Erfahrung dazu, wie eine Anfängerin zu küssen.

بسیار تجربه باید تا مانند یک مبتدی بتوان بوسید.

Küssen hat Nebenwirkungen, positive und negative.

بوسیدن اثرهای جانبی دارد، مثبت یا منفی.

Lass mich dich ein letztes Mal küssen!

بگذار تو را برای آخرین بار ببوسم.

Erlauben Sie mir, Ihre Hand zu küssen.

اجازه دهید دستتان را ببوسم.

Tom küsst seine Frau.

تام دارد همسرش را می بوسد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie küssten sich mehr, als dass sie den Film sahen.

آنها بیشتر وقت را صرف بوسیدن کردند تا تماشای فیلم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2616858), cojiluc (fa #10777023), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4001429), cojiluc (fa #8152061), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1259693), cojiluc (fa #10471864), tatoeba.org
  4. ۴: Melang (de #8631816), cojiluc (fa #10647024), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2436578), cojiluc (fa #13177009), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #4333601), cojiluc (fa #8152039), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #4677810), cojiluc (fa #8152024), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #3984115), cojiluc (fa #8152042), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #1662992), mshahriarinia (fa #7745979), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #7850216), cojiluc (fa #10971192), tatoeba.org
منابع و مجوزها