فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناله کردن

jammern فعل

فعل

  • ناله کردنناله کَردَن
  • زاری کردنزاری کَردَن(to cry out)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شیون زدنشیوَن زدنتأییدنشده
  • فغان بر آوردنفُغان بَر آوَردَنتأییدنشده
  • زار زار کردنزار زار کَردَنتأییدنشده
  • ضجه زدن(to cry out)تأییدنشده
  • فغان کردنفِغان کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ jammern

فعل

تلفظ
[ˈjamɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gejammertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • jammerndمعلوم، participle، حال
  • gejammertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • jammerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jammereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jammreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jammertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jammerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • jammereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • jammreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • jammereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jammreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jammerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jammerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jammrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jammerestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jammertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • jammereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • jammreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • jammrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • jammerenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • jammertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jammertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • jammretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • jammeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • jammrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • jammerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • jammerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • jammerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • jammertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • jammertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • jammerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • jammerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • jammertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • jammertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • jammertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • jammertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • jammertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • jammertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Fürchte dich weniger, hoffe mehr, iss weniger, kaue mehr, jammere weniger, atme mehr, rede weniger, liebe mehr und alle guten Dinge werden dein sein.

کمتر بترس، بیشتر امید داشته باش، کمتر بخور، بیشتر بجو، کمتر نگران باش، بیشتر نفس بکش، کمتر صحبت کن، بیشتر دوست داشته باش و همه چیز برای تو خواهد بود.

Jammere nicht.

گله نکن.

anfangen, zu jammern

دست گذاشتن به آه و ناله

Jammern auf hohem Niveau

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5210020), Pedraam (fa #7951626), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #908124), cojiluc (fa #10736489), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها