فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکار کردن

šekâr kardan

jagen فعل

فعل

  • شکار کردنšekâr kardanشِکار کَردَن(to chase down prey)(hunt)
  • صید کردنصَیِد کَردَن(to chase down prey)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تازانیدنتازانیدَنتأییدنشده
  • شکاریدنشِکاریدَنتأییدنشده
  • راندن واخراج کردنتأییدنشده
  • یوختنyuxtan[juːx.t̪ʰæn](to pursue, to follow at speed)تأییدنشده
  • یوزیدن(to pursue, to follow at speed)تأییدنشده

دستور زبانِ jagen

فعل

تلفظ
[ˈjaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gejagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • jagendمعلوم، participle، حال
  • gejagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • jagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • jageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • jagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • jageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • jagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • jagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • jagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • jagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • jagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • jagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • jagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • jagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • jagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • jagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • jagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • jagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • jagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer zwei Hasen auf einmal jagt, fängt keinen.

کسی که یکباره به شکار دو خرگوش می‌رود، هیچکدام را نمی‌گیرد.

Adler jagen keine Fliegen.

عقاب مگس شکار نمی‌کنند.

Wölfe jagen im Rudel.

گرگها گله‌ای شکار می‌کنند.

Eulen jagen bei Nacht.

جغدان در شب شکار می‌کنند.

Katzen jagen keine Mäuse, um Gott zu gefallen.

گربه‌ها برای رضای خدا موش نمی‌گیرند.

Eulen jagen nachts.

جغدها شب شکار می‌کنند.

Er jagt gerne.

او شکار کردن را دوست دارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Viele Leute jagen.

خیلی از افراد شکار می کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er lernte zu jagen

او شکار کردن را آموخت

jagt ihm eine Gänsehaut über den Rücken

لرزه بر اندامش می نوازد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1909944), cojiluc (fa #8207799), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5386299), cojiluc (fa #7003014), tatoeba.org
  3. ۳: Adelpa (de #6002809), cojiluc (fa #7499287), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1079090), cojiluc (fa #8357317), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4956763), cojiluc (fa #9962639), tatoeba.org
  6. ۶: Adelpa (de #5999781), cojiluc (fa #7834487), tatoeba.org
  7. ۷: MUIRIEL (de #344372), pliiganto (fa #685220), tatoeba.org
  8. ۸: Luiaard (de #8101080), manelie (fa #12819217), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها