فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در هر حال

تأییدنشده

dar har hâl

irgendwie قید

قید

  • در هر حالdar har hâlدَر هَر حال(in any way, in any manner)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در هر صورتدَر هَر صورَت(in any way, in any manner)تأییدنشده

دستور زبانِ irgendwie

قید

تلفظ
[ˈɪʁɡn̩tˈviː]

مثال‌ها

Ein Haushaltsdefizit muss irgendwie finanziert werden.

کمبود بودجه باید به نحوی تأمین مالی شود.

das Zimmer war irgendwie auch Lager

اتاق یک جور انباری هم بود

Ich werde diese Arbeit irgendwie beenden.

به هر طریقی، من این کار را تمام خواهم کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pne (de #2980744), cojiluc (fa #7682761), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: mayabe (de #12530025), AsliAbbasi (fa #1582710), tatoeba.org
منابع و مجوزها