فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اطلاع دادن

informieren فعل

فعل

  • اطلاع دادناِطلاع دادَن(to communicate knowledge to another/others (transitive))
  • خبر دادنخَبَر دادَن(to communicate knowledge to another/others (transitive))
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آگاه کردن(to communicate knowledge to another/others (transitive))تأییدنشده
  • مطلع کردنمُطَلَع کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ informieren

فعل

تلفظ
[ɪnfɔʁˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • informiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • informierendمعلوم، participle، حال
  • informiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • informierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • informiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • informiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • informiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • informiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • informierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • informierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • informiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • informiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • informiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • informieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • informierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • informierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • informiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • informiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • informierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • informierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • informiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • informiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • informiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • informiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • informiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • informiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • informiertparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Informiere mich über die Einzelheiten.

مرا از جزئیات مطلع کن.

Sie schickte uns ein Telegramm, um uns über ihre Ankunft zu informieren.

او به ما یک تلگرام فرستاد، تا ما را از رسیدنش خبردار کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #915496), cojiluc (fa #12182785), tatoeba.org
  2. ۲: Zaghawa (de #2026789), cojiluc (fa #7644257), tatoeba.org
منابع و مجوزها