در
dar[d̪æɹ]
in
۱Ich lebe in Katar.
من در قطر زندگی میکنم.
حرف اضافه
- در
- تو
- به
- درون
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- اندر
- تا
- اندرون
- زی
- پیش
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- به
دستور زبان in
حرف اضافه
- خوانش
- [ɪn]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Es war sehr dunkel in der Mine.
در کان بسیار تاریک بود.
۳Das geschah in Rom.
در رم رخ داد.
۴Sie lebten in Saus und Braus.
آنها در ناز و نعمت زندگی میکردند.
۵Esperanto ist in eklatanter Weise eurozentrisch.
اسپرانتو به طور انگشتنمایی اروپا محور است.
۶Er lebt in Saus und Braus.
او در ناز و نعمت زندگی میکند.
۷In welche Richtung gehst du?
به کدام طرف میروی؟
۸Wenn man in der Vorstadt wohnt, braucht man ein Auto.
در صورت زندگی در حومهٔ شهر، به اتومبیل نیاز است.
۹Der Pfarrer ist in der Kirche.
کشیش در کلیسا است.
۱۰Mohammed wurde in Mekka geboren.
محمد در مکه به دنیا آمد.
۱۱Abschiede sind Tore in neue Welten.
وداع دربی به دنیایی نو است.