فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بکار افتادن

تأییدنشده

in Gang kommen
عبارت

عبارت

  • بکار افتادنبِکار اُفتادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها