فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را سر و صورت دادن

تأییدنشده

in Gang bringen
عبارت

مثال با in Gang bringen

۱Motor in Gang bringen

موتوررا بکار انداختن

تأییدنشده

عبارت

  • چیزی را سر و صورت دادنچیزی را سَر و صورَت دادَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱Motor in Gang bringen

موتوررا بکار انداختن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها