همیشه
hamiše[hæ.miː.ʃé]
immer
۱Sie klagen immer.
آنها همیشه مینالند.
قید
- همیشه
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- هرگز
- همواره
دستور زبان immer
قید
- خوانش
- [ˈɪmɐ]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Er beharrt immer auf seinen Irrtümern.
او همیشه به اشتباه خود اصرار میکند.
۳Liebe will sich immer verewigen!
عشق همیشه میخواهد خود را ابدی کند.
۴Der Herbst ist immer unsre beste Zeit.
پاییز همیشه بهترین زمان ما است.
۵Wahrheit ist immer obdachlos.
حقیقت همیشه بیخانمان است.
۶Man sollte immer fair bleiben.
همیشه باید عادل ماند.
۷Wo ich sitze, ist immer oben.
جایی که مینشینم، همیشه بلند است.
۸Tom ist immer fröhlich.
تام همیشه خوشحاله.
۹Sei immer vorsichtig!
همیشه احتیاط کن.
۱۰Der Esel nennt sich immer zuerst.
خر همیشه خودش را اول معرفی میکند.
۱۱Abschiede sind immer traurig.
بدرودها همیشه غمانگیز هستند.