چندین و چندبار
قید
- چندین و چندبار
عبارت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مکرر در مکرر
دستور زبانِ immer wieder
قید
عبارت
- تلفظ
- [ˈɪmɐ ˈviːdɐ]
مثالها
Schiffe, die diese Meerenge durchfahren, fallen immer wieder der Piraterie zum Opfer.
کشتیهایی که از این تنگه عبور میکنند، همیشه قربانی دزدان دریایی میشوند.
Immer wieder löst der Vorschlag, ein liebgewordenes altes Gebäude abzureißen, um Platz für einen neuen Wohnblock zu schaffen, einen Sturm wütender Entrüstung aus.
در مقاطعی از زمان، درخواست تخریب یک ساختمان قدیمی محبوب به منظور ساختن یک بلوک از خانه ها، طوفانی از خشم ومخالفت را برمی انگیزد.
es ist immer wieder das gleiche
همیشه همینطور است
immer wieder sagte er
هی می گفت
Ich habe dir immer wieder gesagt, du sollst das nicht tun.
بارها و بارها بهت گقتم این کار رو نکن.
Er las den Artikel immer wieder.
او مقاله را بارها مطالعه کرد.