فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چندین و چندبار

تأییدنشده

immer wieder قید

قید

  • چندین و چندبار(often; repeatedly)(repeatedly)تأییدنشده

عبارت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مکرر در مکررمُکَرَر دَر مُکَرَرتأییدنشده

دستور زبانِ immer wieder

قید

عبارت

تلفظ
[ˈɪmɐ ˈviːdɐ]

مثال‌ها

Schiffe, die diese Meerenge durchfahren, fallen immer wieder der Piraterie zum Opfer.

کشتی‌هایی که از این تنگه عبور می‌کنند، همیشه قربانی دزدان دریایی می‌شوند.

Immer wieder löst der Vorschlag, ein liebgewordenes altes Gebäude abzureißen, um Platz für einen neuen Wohnblock zu schaffen, einen Sturm wütender Entrüstung aus.

در مقاطعی از زمان، درخواست تخریب یک ساختمان قدیمی محبوب به منظور ساختن یک بلوک از خانه ها، طوفانی از خشم ومخالفت را برمی انگیزد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es ist immer wieder das gleiche

همیشه همینطور است

immer wieder sagte er

هی می گفت

Ich habe dir immer wieder gesagt, du sollst das nicht tun.

بارها و بارها بهت گقتم این کار رو نکن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er las den Artikel immer wieder.

او مقاله را بارها مطالعه کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #10725615), cojiluc (fa #11091914), tatoeba.org
  2. ۲: Jens_Odo (de #4584613), mahdiye (fa #1159067), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: marcelostockle (de #2950008), ismaximum (fa #2171606), tatoeba.org
  6. ۶: jast (de #1105619), AsliAbbasi (fa #1724293), tatoeba.org
منابع و مجوزها