همیشه
hamiše[hæ.miː.ʃé]
immer
۱Sie klagen immer.
آنها همیشه مینالند.
قید
- همیشه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هرگز
- همواره
دستور زبانِ immer
قید
- تلفظ
- [ˈɪmɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Vorwärts immer, rückwärts nimmer.
به جلو همیشه، به عقب هرگز.
۳Es war ein Abschied für immer.
این یک وداع برای همیشه بود.
۴Gebrauchter Schlüssel ist immer blank.
کلید استفاده شده همیشه براق است.
۵Abwechslung ist immer süß.
تنوع همیشه شیرین است.
۶Ich hatte immer Glück.
بخت همیشه با من یار بود.
۱Sie klagen immer.
آنها همیشه مینالند.
۷Abwesende haben immer unrecht.
غایبین همیشه اشتباه میکنند.
۸Glück hilft nur manchmal, Arbeit immer.
بخت و اقبال فقط گاهی کمک میکنند، کار کردن همیشه کمک میکند.
۹Die Nacht folgt immer dem Tag.
شب همیشه از پی روز میآید.
۱۰Ich verließ Afrika für immer.
من آفریقا را برای همیشه ترک کردم.