فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اینجا آمدن

تأییدنشده

herkommen فعل

فعل

  • اینجا آمدن(in Richtung auf die sprechende Person kommen)تأییدنشده

دستور زبانِ herkommen

فعل

تلفظ
[ˈheːɐ̯ˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • hergekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • herkommendمعلوم، participle، حال
  • hergekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komm herمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme herمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt herمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme herمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herkommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herkommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest herمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herkommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herkommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt herمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme herمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herkommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herkommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen herمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kommt herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet herمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herkommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herkommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen herمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen herمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kam herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme herمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herkamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herkämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herkamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herkämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herkämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herkamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herkämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen herمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen herمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herkamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herkämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herkamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herkämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herkämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen herمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen herمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herkamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herkämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Komm her!

بیا اینجا!

Komm her und hilf mir.

بیا اینجا و به من کمک کن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #915223), cojiluc (fa #10736498), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #358410), reto (fa #673001), tatoeba.org
منابع و مجوزها