فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون آمدن

تأییدنشده

herauskommen فعل

فعل

  • بیرون آمدنبیرون آمَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ herauskommen

فعل

تلفظ
[hɛˈʁaʊ̯sˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • herausgekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herauskommenمعلوم، مصدر، حال
  • herauszukommenمعلوم، extended، مصدر
  • herauskommendمعلوم، participle، حال
  • herausgekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • herauszukommendergerundive، participle
  • komm herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt herausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herauskommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herauskommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest herausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herauskommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herauskommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme herausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herauskommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauskommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • herauskommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • herauskommenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet herausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herauskommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herauskommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen herausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herauskommenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauskommenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kam herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herauskamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herauskämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herauskamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herauskämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herauskämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herauskamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauskämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herauskamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herauskämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herauskamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herauskämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herauskämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herauskamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauskämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauszukommendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • herauszukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • herauszukommendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • herauszukommendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • herauszukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszukommendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • herauszukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • herauszukommendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszukommendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszukommendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszukommendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir müssen versuchen, aus der Sackgasse herauszukommen.

ما باید تلاش کنیم، از بن‌بست به در آییم.

aus den Schlagzeilen herauskommen

از کانون توجه بیرون آمدن

ungeschoren aus der Sache herauskommen

ریش را از زیر قیچی این ماجرا پس کشیدن

aus dem Rampenlicht herauskommen

از کانون توجه بیرون آمدن

das Geheimnis kommt heraus

رمز فاش میشود

keinerlei Wunsch verspüren, herauszukommen

به رهائی از آن چندان علاقه ای نداشتن

war zu Fuss herausgekommen

به پیاده رو آمده بود تا

der Film kommt heraus

فیلم به نمایش در میاید

keinerlei Wunsch verspüren, herauszukommen

به رهائی از آن چندان علاقه ای ندارد

das, was dabei herauskommt

فرجام کار

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: samueldora (de #747465), cojiluc (fa #7730024), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها