فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خارج شدن

تأییدنشده

herausgehen فعل

فعل

  • خارج شدنخارِج شُدَن(to leave, especially a building)تأییدنشده

دستور زبانِ herausgehen

فعل

تلفظ
[hɛˈʁaʊ̯sˌɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • herausgegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herauszugehenمعلوم، extended، مصدر
  • herausgehendمعلوم، participle، حال
  • herausgegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • geh herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehe herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geht herausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehe herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gehe herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausgeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herausgeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehest herausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausgehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gehe herausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herausgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gehen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gehen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • geht herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehet herausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herausgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausgehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gehen herausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ging herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ginge herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgingمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herausgingeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gingest herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ging herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ginge herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gingen herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gingen herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herausgingenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ginget herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingen herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gingen herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Lasst es uns wagen, aus dem sicheren Hafen herauszugehen und in Beziehung zu Menschen zu treten

از پناهگاه بیرون میائیم و در راهگذر زندگی در رابطه با دیگران قرار گیریم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها