فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون دادن

تأییدنشده

herausgeben فعل

فعل

  • بیرون دادن(etwas von innen nach außen reichen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پخش کردنpaxš kardanپَخش کَردَن[pʰǽxʃ kʰʲæɹ.d̪æn](eine Drucksache als Verantwortlicher veröffentlichen (ohne selbst der Autor zu sein))تأییدنشده
  • پس دادنpas dâdanپَس دادَن[pʰæs d̪ɒː.d̪æn](aus seinem Besitz oder aus seinem Eigentum an jemand anderen geben)تأییدنشده

دستور زبانِ herausgeben

فعل

تلفظ
[hɛˈʁaʊ̯sˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • herausgegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • herausgebenمعلوم، مصدر، حال
  • herauszugebenمعلوم، extended، مصدر
  • herausgebendمعلوم، participle، حال
  • herausgegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • herauszugebendergerundive، participle
  • gib herausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt herausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausgebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • herausgebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest herausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • herausgibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausgebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe herausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herausgibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • herausgebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • herausgebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gebt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet herausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • herausgebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausgebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben herausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • herausgebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gab herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • herausgäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • herausgäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herausgäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausgabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben herausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben herausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • herausgäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • herausgabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • herausgäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herausgäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben herausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben herausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • herausgabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herausgäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herauszugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • herauszugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • herauszugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • herauszugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • herauszugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • herauszugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • herauszugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • herauszugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • herauszugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها