فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشیدن

تأییدنشده

kašidan[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn]

heranziehen فعل

فعل

  • کشیدنkašidanکِشیدَن[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ heranziehen

فعل

تلفظ
[hɛˈʁanˌt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • herangezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • heranziehenمعلوم، مصدر، حال
  • heranzuziehenمعلوم، extended، مصدر
  • heranziehendمعلوم، participle، حال
  • herangezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • heranzuziehendergerundive، participle
  • zieh heranمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehe heranمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieht heranمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehe heranمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • ziehe heranمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heranzieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • heranzieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehst heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehest heranمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heranziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • heranziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ziehe heranمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heranziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heranzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ziehen heranمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • ziehen heranمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • heranziehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • heranziehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehet heranمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • heranziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • heranziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehen heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ziehen heranمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heranziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heranziehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zog heranمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zöge heranمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heranzogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • heranzögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogst heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zögest heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zögst heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heranzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • heranzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heranzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zog heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zöge heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • heranzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heranzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zogen heranمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zögen heranمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • heranzogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • heranzögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogt heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zöget heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zögt heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • heranzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • heranzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heranzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogen heranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zögen heranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • heranzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heranzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heranzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • heranzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • heranzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • heranzuziehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • heranzuziehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • heranzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • heranzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • heranzuziehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • heranzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • heranzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • heranzuziehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • heranzuziehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • heranzuziehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • heranzuziehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها