پرش به بدنهٔ صفحه
واژهنامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
بکار گرفتن
تأییدنشده
zur Arbeit heranziehen
عبارت
عبارت
بکار گرفتن
بِکار گِرِفتَن
تأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
تو کار کشیدن
تو کار کِشیدَن
تأییدنشده
منبعها و یادکردها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
منبعها و پروانهها