واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

بکار گرفتن

تأییدنشده

zur Arbeit heranziehen
عبارت

عبارت

  • بکار گرفتنبِکار گِرِفتَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • تو کار کشیدنتو کار کِشیدَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها