فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شفا دادن

šafâ dâdan[ʃæ.fɒ́ː d̪ɒː.d̪æn]

heilen فعل

فعل

  • شفا دادنšafâ dâdanشَفا دادَن[ʃæ.fɒ́ː d̪ɒː.d̪æn](make better)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درمان کردنdarmân kardan(make better)تأییدنشده
  • معالجه کردنمُعالِجه کَردَنتأییدنشده
  • بهبود دادن(make better)تأییدنشده

دستور زبانِ heilen

فعل

تلفظ
[ˈhaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • geheiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • heilendمعلوم، participle، حال
  • geheiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • heilمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heileمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • heileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • heiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • heileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • heilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • heilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • heiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • heilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • heilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • heiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • heiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • heiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • heiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • heiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • heiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich heilte.

من بهبود یافتم.

Der Arzt behandelt, die Natur heilt.

پزشک عمل می‌کند، طبیعت شفا می‌بخشد.

Dieses Medikament kann ihn heilen.

این دارو می‌تواند او را شفا دهد.

Die Ärzte sollten nicht sagen: "Den habe ich geheilt", sondern: "Der ist mir nicht gestorben."

پزشکان نباید بگویند: «آنکه شفا دادم»، بلکه «آنکه زیر دستم نمرد».

Willst du den Körper heilen, musst du zuerst die Seele heilen.

اگر می‌خواهی جسم را شفا دهی، باید ابتدا روح را شفا دهی.

Diese Medizin wird deine Erkältung heilen.

این دارو سرماخوردگی‌ات را شفا خواهد داد.

die Wunde heilt, aber die Narbe bleibt

زخم خوب میشه ولی جاش می مونه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2201575), cojiluc (fa #10736941), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5275300), cojiluc (fa #8140318), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1854825), cojiluc (fa #10765099), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1346031), cojiluc (fa #8140349), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2338225), cojiluc (fa #8167897), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #662326), cojiluc (fa #7754507), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها