فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

یکدنده

hartnäckig
صفت تفضیلی:
hartnäckiger
صفت عالی:
am hartnäckigsten
صفت

مثال با hartnäckig

۱der Fleck ist hartnäckig

لکه پاک نمی شود

تأییدنشده

صفت

  • یکدندهیِک دَنده(adhering to an opinion, purpose, or course, usually unreasonably)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سمجsemejسِمِج[se.méd͡ʒ̥]تأییدنشده
  • مقاومmoqâvemمُقاوِمتأییدنشده
  • مصرانهمُصِرانهتأییدنشده
  • سرسختsarsaxtسَرسَخت[sæɹ.sǽxt̪ʰ](adhering to an opinion, purpose, or course, usually unreasonably)تأییدنشده
  • لجوجلَجوج(adhering to an opinion, purpose, or course, usually unreasonably)تأییدنشده

دستور زبانِ hartnäckig

صفت

تلفظ
[ˈhaʁtˌnɛkɪç], [ˈhaʁtˌnɛkɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • hartnäckigصفت مطلق
  • hartnäckigerصفت تفضیلی
  • am hartnäckigstenصفت عالی
  • hartnäckigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartnäckigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartnäckigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartnäckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartnäckigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartnäckigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • hartnäckigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hartnäckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartnäckigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hartnäckigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • hartnäckigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • hartnäckigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • hartnäckigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • hartnäckigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • hartnäckigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • hartnäckigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • hartnäckigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • hartnäckigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • hartnäckigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • hartnäckigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • hartnäckigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • hartnäckigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • hartnäckigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • hartnäckigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • hartnäckigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲hartnäckig sein, nicht aufgeben

دست بردار نبودن

تأییدنشده

۱der Fleck ist hartnäckig

لکه پاک نمی شود

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها