فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نیم

تأییدنشده

nim[niːm]

halb صفت

صفت

  • نیمnim[niːm](consisting of a half)(half (prefix))تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نصفnesfنِصف[nesf]تأییدنشده
  • نیمیتأییدنشده

دستور زبانِ halb

صفت

تلفظ
[halp]
همهٔ صورت‌ها
  • halberمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • halbenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halberمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halberحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • halbemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halberحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • halbenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • halbeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • halbeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • halbenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • halbenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • halberمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • halbeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • halbesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • halbenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • halbenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • halbenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • halbesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • halbenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Eine Wohnung im Vorort kostet halb so viel wie in der Stadt.

مسکن در حومهٔ شهر نصف شهر هزینه دارد.

Der Pessimist sagt: "Das Glas ist halb leer", der Optimist: "Das Glas ist halb voll".

نومید می‌گوید: «لیوان نیمه خالی است»، امیدوار می‌گوید: «لیوان نیمه پر است».

Gut begonnen, halb gewonnen!

آغاز خوب، نصف بردن!

Ordnung und Sauberkeit sind das halbe Leben.

نظم و پاکیزگی نصف زندگی هستند.

Mach keine halben Sachen.

کار نصفه انجام نده.

Zuhören können ist der halbe Erfolg.

توانایی شنیدن نصف موفقیت است.

Das Glas war halb voll.

جام نیمه پر بود.

Ist das Glas nun halb voll oder halb leer?

آیا جام نیمه پر است یا نیمه تهی؟

Ein Problem ist halb gelöst, wenn es klar formuliert ist.

هنگامی که یک مساله روشن بیان می‌شود، نیمه حل است.

Guter Anfang ist halbe Arbeit.

شروع خوب نصف کار است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: eric2 (de #7590566), cojiluc (fa #10729428), tatoeba.org
  2. ۲: Alois (de #1698492), cojiluc (fa #8162796), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1241843), cojiluc (fa #8534317), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1081030), cojiluc (fa #10765104), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #359099), reto (fa #3841870), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2416967), cojiluc (fa #13173621), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1508074), cojiluc (fa #8167782), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #987685), cojiluc (fa #8167787), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #6389845), cojiluc (fa #12709305), tatoeba.org
  10. ۱۰: Adelpa (de #7802447), reto (fa #668421), tatoeba.org
منابع و مجوزها