فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوش کردن

تأییدنشده

guttun فعل

فعل

  • خوش کردنخوش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ guttun

فعل

تلفظ
[ˈɡuːtˌtuːn]
همهٔ صورت‌ها
  • gutgetanparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gutzutunمعلوم، extended، مصدر
  • guttuendمعلوم، participle، حال
  • gutgetanparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tu gutمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tue gutمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tut gutمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tue gutمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • tue gutمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • guttueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • guttueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tust gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tuest gutمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • guttustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • guttuestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tut gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tue gutمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • guttutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • guttueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tun gutمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tuen gutمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • guttuenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tut gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tuet gutمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • guttutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • guttuetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tun gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tuen gutمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • guttuenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tat gutمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • täte gutمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • guttatمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • guttäteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tatest gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tatst gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tätest gutمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • guttatestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • guttatstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • guttätestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tat gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • täte gutمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • guttatمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • guttäteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • taten gutمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • täten gutمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • guttatenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • guttätenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tatet gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tätet gutمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • guttatetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • guttätetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • taten gutمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • täten gutمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • guttatenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • guttätenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Glück tut gut, aber Leid lässt die Seele wachsen.

خوشی خوب است، اما رنج جان را پرورش می‌دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1397461), cojiluc (fa #8167878), tatoeba.org
منابع و مجوزها