فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوب

xub[xuːb̥]

gut
صفت تفضیلی:
besser
صفت عالی:
am besten
صفت

مثال با gut

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Gut kauen!

غذاتو خوب بجو.

صفت

  • خوبxub[xuːb̥](accurately; competently)(useful for a particular purpose)(acting in the interest of good; ethical good intentions)
  • نیکnik[niːkʰʲ](acting in the interest of good; ethical good intentions)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خوشxoš[xoʃ]تأییدنشده
  • نیکوniku[niː.kʰúː]تأییدنشده

اسم

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باشهbâše[bɒː.ʃe](acknowledgement or acceptance)(endorsement; approval)تأییدنشده

دستور زبانِ gut

صفت

تلفظ
[ɡuːt]
همهٔ صورت‌ها
  • gutصفت مطلق
  • besserصفت تفضیلی
  • am bestenصفت عالی
  • guterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gutesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gutenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gutenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gutemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gutemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gutenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gutesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • guteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • guteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • guteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • guteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gutenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • guteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • guteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gutenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • guterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • guteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gutesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gutenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gutenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gutenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gutenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • guteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gutesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gutenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bessererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bessereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • besseresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bessereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bessererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bessererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • besseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bessererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • besseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • besserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bessereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • besseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bessereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bessereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bessereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bessereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • besserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bessereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bessereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bessererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bessereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • besseresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • besserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bessereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • besseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • besterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • besteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • besteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Einen Fund verhehlen ist so gut wie Stehlen.

مخفی کردن یک یافته مانند دزدیدن است.

۳Ein guter Kauf leert den Beutel.

یک خرید خوب کیف پول را خالی می‌کند.

۴Kain war kein guter Bruder.

قابیل برادر خوبی نبود.

۵Wälder zu pflanzen ist gut für die Umwelt.

جنگل‌کاری برای محیط زیست خوب است.

۶Gut begonnen, halb gewonnen!

آغاز خوب، نصف بردن!

۷Diese Gitarre klingt nicht sehr gut.

این گیتار صدای خیلی خوبی نمی‌دهد.

۸Courage ist gut, aber Ausdauer ist besser.

شجاعت خوب است، اما استقامت بهتر است.

۹Dein Vorschlag klingt gut.

پیشنهادت بنظر خوب می رسه.

۱۰Der Hunger ist ein guter Redner.

گرسنگی یک سخنور خوب است.

۱۱Habt ihr euch gut unterhalten?

آیا خوب گفتگو کرده‌اید؟

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7360724), Pedraam (fa #7951613), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #3130310), cojiluc (fa #7723258), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #3143818), cojiluc (fa #8176530), Tatoeba
  4. ۴: maaster (de #9732943), cojiluc (fa #9872794), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #738978), cojiluc (fa #10706013), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1241843), cojiluc (fa #8534317), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #3394101), cojiluc (fa #6944030), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #2432114), cojiluc (fa #12191309), Tatoeba
  9. ۹: freddy1 (de #2151792), marchi91 (fa #7902419), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #3150993), cojiluc (fa #13122014), Tatoeba
  11. ۱۱: Esperantostern (de #766221), cojiluc (fa #10695274), Tatoeba
منابع و مجوزها