گفته و کرده
نوع واژه نامشخص
- گفته و کرده
دستور زبانِ getan
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich bin eigentlich nicht dein Freund. Ich habe nur so getan.
من در واقع دوست تو نبودم. فقط وانمود میکردم.
Man merkt nie, was schon getan wurde; man sieht immer nur das, was noch zu tun bleibt.
آدم هرگز به آنچه قبلا انجام شده است توجه نمیکند؛ آدم فقط آنچه که هنوز باید انجام دادن باقی میماند را میبیند.
Ich habe Geld in einen Safe getan.
من پول را در گاوصندوق قرار میدهم.
Ich beschäftige mich nicht mit dem, was getan worden ist. Mich interessiert, was getan werden muss.
من خود را با آنچه انجام شده است مشغول نمیکنم. من علاقمندم به آنچه باید انجام شود.
Leichter gesagt als getan.
گفتن، از انجام دادن آسانتر است!
Jedenfalls habe ich meine Pflicht getan.
به هر ترتیب من وظیفهام را انجام دادم.
Er bestreitet, dass er es getan hat.
او انکار کرد که آن را انجام داده است.
Was er getan hat ist nicht falsch.
کاری که او کرد، اشتباه نبود.
Du hast es schon wieder getan.
تو این کار را دوباره انجام دادی.
Gut getan ist besser als gut gesagt.
خوب انجام شدن بهتر از خوب گفته شدن است.