اجازه دادن
ejâze dâdan[ʔe.d͡ʒɒː.ze d̪ɒː.d̪æn]
genehmigen فعل
فعل
- اجازه دادنejâze dâdanاِجازه دادَن[ʔe.d͡ʒɒː.ze d̪ɒː.d̪æn](transitive: allow something to happen)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- موافقت کردنmovâfeġat kardanمُوافِقت کَردَن[mo.vɒː.fe.ʁǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
- اختصاص دادنextesâs dâdanاِختِصاص دادَن[ʔex.t̪ʰe.sɒ́ːs d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
- تصویب کردنتَصویب کَردَن(to sanction officially; to ratify; to confirm; as, to approve the decision of a court-martial)تأییدنشده
دستور زبانِ genehmigen
فعل
- تلفظ
- [ɡəˈneːmɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- genehmigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- genehmigenمعلوم، مصدر، حال
- genehmigendمعلوم، participle، حال
- genehmigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- genehmigمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- genehmigeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- genehmigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- genehmigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- genehmigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- genehmigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- genehmigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- genehmigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- genehmigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- genehmigenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- genehmigenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- genehmigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- genehmigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- genehmigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- genehmigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- genehmigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- genehmigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- genehmigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- genehmigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- genehmigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- genehmigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- genehmigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- genehmigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- genehmigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- genehmigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- genehmigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- genehmigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
aber er hat es einfach nicht genehmigt
ولی نداد که نداد
beide wurden einstimmig genehmigt
هر دو به اتفاق آراء به تصویب رسیدند
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها