فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بندرت

تأییدنشده

benodrat

gelegentlich نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • بندرتbenodratبنُدرَتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گاهی اوقاتتأییدنشده

صفت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اتفاقااِتِفاقاً(occasionally)تأییدنشده

قید

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گاهیgâhi, gâhê[ɡ̥ɒː.ɦíː]تأییدنشده

دستور زبانِ gelegentlich

صفت

تلفظ
[ɡəˈleːɡn̩tlɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • gelegentlicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelegentlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelegentlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelegentlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelegentlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelegentlicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelegentlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelegentlicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gelegentlichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gelegentlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelegentlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

قید

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Gelegentlich mache ich Fehler.

گاهی خطا می‌کنم.

Bitte schreiben Sie mir gelegentlich.

لطفا گاه گاهی با من مکاتبه کنید.

Benutz gelegentlich mal deinen Kopf.

گاهی از کله‌ات استفاده کن.

seine gelegentliche schlechte Laune

با همهٔ بد قلقی های گاه گاهی

seine gelegentliche schlechte Laune

با همهٔ بد قلقی های گاه گاهی او

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: jaz1313 (de #5206401), cojiluc (fa #9696856), tatoeba.org
  2. ۲: Espi (de #867767), cojiluc (fa #9696857), tatoeba.org
  3. ۳: Fingerhut (de #941578), cojiluc (fa #9696827), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها