فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آدم دیر غضب

تأییدنشده

gelassen صفت

صفت

  • آدم دیر غضبآدَمِ دیر غَضَب(Mensch)تأییدنشده

دستور زبانِ gelassen

صفت

تلفظ
[ɡəˈlasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelassenerصفت تفضیلی
  • gelassnerصفت تفضیلی
  • am gelassenstenصفت عالی
  • gelassenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelassenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelassenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelassenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gelasseneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelasseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelasseneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelasseneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gelassenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelasseneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gelassenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gelassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gelassenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gelassenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelassnererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelassnereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelassneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • gelassnereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • gelassnererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gelassnererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gelasseneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gelassnererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • gelassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gelassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gelassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gelasseneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gelassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • gelassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • gelassenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • gelassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gelassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • gelassenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gelassnererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gelassenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gelassnereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gelasseneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • gelassneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • gelassnerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • gelassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • gelassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gelassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gelassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gelasseneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gelassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • gelassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • gelassensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gelassensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gelassensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gelassensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • gelassenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gelassenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese Seite hier ist absichtlich leer gelassen.

این صفحه از قصد خالی گذاشته شده است.

Er hat seine Familie im Stich gelassen.

او خانواده اش را ترک کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es wurde liegen gelassen

جامانده بود

Ich habe meine Kreditkarte zu Hause gelassen.

کارت اعتباریم را خانه جا گذاشتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1432185), cojiluc (fa #11920046), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2634765), AsliAbbasi (fa #1602090), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: pullnosemans (de #3938292), AchillePoirot (fa #3850961), tatoeba.org
منابع و مجوزها