فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پسند کردن

تأییدنشده

gefallen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • پسند کردنپَسَند کَردَنتأییدنشده

فعل

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جالب بودن(to be attractive)تأییدنشده
  • دوست داشتنdust dâštanدوست داشتَن[d̪úːst̪ʰ d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](to enjoy)تأییدنشده

دستور زبانِ gefallen

فعل

تلفظ
[ɡəˈfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefallendمعلوم، participle، حال
  • gefallمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefalleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gefalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gefalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gefällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gefälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gefalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gefalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gefalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gefielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gefieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gefielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gefielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gefielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gefieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gefielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gefielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gefieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gefieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gefielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gefielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mir gefällt die Farbe der Zeichnung!

رنگ نقاشی را می‌پسندم.

Mir gefällt der Geruch des Parfums nicht, das Maria heute trägt.

من از بوی عطری که ماریا امروز زده خوشم نمیاد.

Es gefällt ihm, wie sie spricht.

او از نحوه صحبت کردنش خوشش می آید.

Es gefällt ihr, Menschen zu demütigen.

او از تحقیر کردن انسانها خوشش می‌آید.

Wenn es dir nicht gefällt, kannst du ohne weiteres gehen.

.اگه خوشت نمیاد میتونی بری

Die Blätter sind gefallen.

برگها افتادند.

Mein Handy ist ins Klo gefallen.

موبایلم در دستشویی افتاد.

Mir gefällt ihr Charakter.

منش او را می‌پسندم.

Jedem Tier gefällt sein Nest.

هر حیوانی آشیانهٔ خود را دوست دارد.

Katzen jagen keine Mäuse, um Gott zu gefallen.

گربه‌ها برای رضای خدا موش نمی‌گیرند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: faehrmann (de #3078455), cojiluc (fa #7791800), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3012908), Suroosh (fa #10119997), tatoeba.org
  3. ۳: Towhidn (de #6108937), Towhidn (fa #6108941), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #3670661), cojiluc (fa #7529638), tatoeba.org
  5. ۵: Tamy (de #1811109), Suroosh (fa #11761204), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1314690), cojiluc (fa #8143594), tatoeba.org
  7. ۷: maaster (de #7880818), cojiluc (fa #7957357), tatoeba.org
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #6150540), cojiluc (fa #9962549), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1519627), cojiluc (fa #8107812), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4956763), cojiluc (fa #9962639), tatoeba.org
منابع و مجوزها