فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکیبا

geduldig صفت

صفت

  • شکیباشَکیبا(not losing one's temper while waiting)
  • صبورsaburصَبور[sæ.buːɹ](not losing one's temper while waiting)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بردبارbordbârبُردبار[boɹd̪.bɒ́ːɹ](not losing one's temper while waiting)تأییدنشده
  • شکیبندهšekibande(not losing one's temper while waiting)تأییدنشده

دستور زبانِ geduldig

صفت

تلفظ
[ɡəˈdʊldɪç], [ɡəˈdʊldɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • geduldigerصفت تفضیلی
  • am geduldigstenصفت عالی
  • geduldigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geduldigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geduldigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geduldigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geduldigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geduldigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • geduldigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geduldigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geduldigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geduldigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geduldigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • geduldigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geduldigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • geduldigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geduldigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geduldigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geduldigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • geduldigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • geduldigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geduldigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • geduldigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • geduldigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • geduldigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geduldigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • geduldigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • geduldigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geduldigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • geduldigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geduldigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geduldigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • geduldigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geduldigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Tom ist ein geduldiger und besonnener Mann.

تام مرد صبور و آرامی است.

Der Lehrer muss mit seinen Schülern geduldig sein.

معلم باید با شاگردانش صبور باشد.

Mit geduldigem Warten erreicht man oft mehr als mit hektischem Handeln.

با انتظار صبورانه آدم اغلب بیشتر به نتیجه می‌رسد تا با عمل پر هیاهو.

Er war sehr geduldig.

او خیلی صبور بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5797702), cojiluc (fa #7992407), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4986832), cojiluc (fa #7680781), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5975723), cojiluc (fa #7490092), tatoeba.org
  4. ۴: samueldora (de #642062), ghasemkiani (fa #788071), tatoeba.org
منابع و مجوزها