تو سری خورده
gedemütigt
۱Wegen dir wurde ich vor allen gedemütigt.
به خاطر تو من جلوی همه تحقیر شدم.
نوع واژه نامشخص
- تو سری خورده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- متذلل
- متواضع شده
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Das Gesicht zu verlieren, bedeutet gedemütigt zu werden.
از دست رفتن آبرو به معنای تحقیر شدن است.
۳In meinem ganzen Leben bin ich noch nie so gedemütigt worden!
در تمام زندگیام من هرگز چنین تحقیر نشده بودم.
۴Ich wurde noch nie in meinem Leben so gedemütigt.
من در زندگیام هرگز چنین تحقیر نشده بودم.
۱Wegen dir wurde ich vor allen gedemütigt.
به خاطر تو من جلوی همه تحقیر شدم.
۵Ich bin in der Öffentlichkeit gedemütigt worden.
من در ملاء عام تحقیر شدم.