فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست دوم

dast dovvom[d̪ǽst̪ʰ d̪ov.vóm]

gebraucht صفت

صفت

  • دست دومdast dovvomدَستِ دُوُم[d̪ǽst̪ʰ d̪ov.vóm](secondhand)(not new; previously owned and used by another)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مستعملمُستَعمَلتأییدنشده
  • نیمدارتأییدنشده

دستور زبانِ gebraucht

صفت

تلفظ
[ɡəˈbʁaʊ̯xt]
همهٔ صورت‌ها
  • gebrauchterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebrauchtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebrauchtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebrauchtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebrauchteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebrauchteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebrauchtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebrauchterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gebrauchtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gebrauchtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebrauchtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Gebrauchter Schlüssel ist immer blank.

کلید استفاده شده همیشه براق است.

Seine Kleidung war gebraucht.

لباس‌هایش دست دوم بود.

Freiwillige werden gebraucht.

به داوطلب نیاز است.

Tom hat lange gebraucht, um über Marys Tod hinwegzukommen.

مدت زیادی برای تام طول کشید تا تام با مرگ ماری کنار بیاید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

im übertragenen Sinne gebraucht

مستعار

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1944906), cojiluc (fa #7684008), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #705922), cojiluc (fa #7683985), tatoeba.org
  3. ۳: kutschektar (de #7480315), cojiluc (fa #7495793), tatoeba.org
  4. ۴: Vortarulo (de #2187686), armandaneshjoo (fa #1041184), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها