فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متولد

تأییدنشده

motavalled[mo.t̪ʰæ.væl.led̪̥]

geboren صفت

صفت

  • متولدmotavalled[mo.t̪ʰæ.væl.led̪̥](given birth to)تأییدنشده

فعل

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به دنیا آمدنbe donyâ âmadanبه دُنیا آمَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ geboren

صفت

تلفظ
[ɡəˈboːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • geborenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geboreneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geboreneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geborenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geborenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geborenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geboreneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geboreneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geboreneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geboreneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geborenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geboreneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geborenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geborenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geboreneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geborenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • geborenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geborenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geborenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

فعل

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir sind geboren, um zu sterben.

ما زاده شدیم تا بمیریم.

In Konferenzen werden keine guten Ideen geboren. Aber viele schlechte sterben.

در کنفرانسها هیچ ایدهٔ خوبی متولد نمی‌شود. امابسیاری ایدهٔ بد از بین می‌روند.

Reisen ist in jedem Augenblick geboren werden und sterben.

سفر کردن یعنی در یک لحظه متولد شدن و مردن.

Niemand wird fehlerfrei geboren; wer die wenigsten Mängel besitzt, ist der Beste.

هیچکس خالی از عیب، زاده نشده است. آنکه کمترین اشکال را دارد بهترین است.

Es ist keine Tugend, edel geboren zu werden, sondern sich edel machen.

اصیل زاده شدن فضیلت نیست، بلکه خود را اصیل کردن فضیلت است.

Sie wurde in einem entlegenen Dorf in Nepal geboren.

او در یک روستای دورافتاده در نپال به دنیا آمد.

Heimat ist nicht da, wo man geboren ist, sondern da, wo man satt wird.

وطن آنجا نیست که آدم به دنیا آمده است، بلکه آنجاست که آدم سیر می‌شود.

Wenn ein Kind geboren wurde, muss man einen Baum pflanzen.

وقتی یک بچه به دنیا آمد، باید یک درخت کاشت.

Woher sind wir geboren? Aus Liebe.

از کجا زاده شدیم؟ از عشق.

Es ist leicht, geboren zu werden, aber schwer, ein Mensch zu werden.

به دنیا آمدن آسان است، اما آدم شدن سخت است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Jens_Odo (de #3766560), cojiluc (fa #7744044), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1394594), cojiluc (fa #8142243), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2489333), cojiluc (fa #10792822), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2487948), cojiluc (fa #9941709), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2682388), cojiluc (fa #7745092), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #707531), cojiluc (fa #7791886), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5369162), cojiluc (fa #6946402), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1506025), cojiluc (fa #8190421), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #1640715), cojiluc (fa #9870803), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5096710), cojiluc (fa #10744877), tatoeba.org
منابع و مجوزها