فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اصلا

تأییدنشده

aslan, aslâ[ʔǽs.læn]

gar قید

قید

  • اصلاaslan, aslâ[ʔǽs.læn](to the slightest degree, in any way)تأییدنشده

صفت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آمادهâmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • تیارteyyâr[t̪ʰej.jɒ́ːɹ](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • رو به راه(prepared for immediate action or use)تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حاضرحاضِر(gekocht)تأییدنشده
  • پختهپُخته(gekocht)تأییدنشده

دستور زبانِ gar

صفت

تلفظ
[ɡaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • garerصفت تفضیلی
  • am garstenصفت عالی
  • garerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • garenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • garemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • garesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gareمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gareخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gareحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • garerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gareمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • garesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • garenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • garenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • garenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • garesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • garenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • garererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • garereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gareresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • garereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • garereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • garererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • garereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gareresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • garerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • garsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • garstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • garstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • garsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • garsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • garsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • garstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • garstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • garstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • garstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

قید

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Besser eine schiefe Nase als gar keine.

یک دماغ کج بهتر از اصلا نداشتن آن است.

Du hast gar keinen Grund, beleidigt zu sein.

تو هیچ دلیلی برای رنجیده شدن نداری؟

Das bloße Auge ist genug. Ein Fernglas oder ein Teleskop ist gar nicht nötig.

چشم تنها کافیست. دوربین یا تلسکوپ اصلا لازم نیست.

Er ist eigentlich gar nicht traurig: er tut nur so.

او در واقع اصلا غمگین نیست: فقط وانمود می‌کند.

Erfahrungen nützen gar nichts, wenn man keine Lehren daraus zieht.

تجربیاتی که از آنها هیچ درسی گرفته نشوند، هیچ فایده‌ای ندارند.

Solange wir um die Freiheit kämpfen mussten, kannten wir unser Ziel. Jetzt haben wir die Freiheit und wissen gar nicht mehr so genau, was wir wollen.

مادامی که ما برای آزادی می‌بایستی می‌جنگیدیم، هدفمان را می‌شناختیم. اکنون آزادی را به دست آوردیم و دیگر اصلا نمی‌دانیم دقیقا چه می‌خواهیم.

Iss, was gar ist. Trink, was klar ist.

آنچه پخته است را بخور. آنچه صاف است را بنوش.

Wer zuviel will, erreicht gar nichts.

سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است.

Männer sind imstande, stundenlang über ein Thema zu reden. - Frauen brauchen dazu gar kein Thema.

مردها قادرند ساعتها دربارهٔ یک موضوع حرف بزنند. -زنها برای آن احتیاج به هیچ موضوعی ندارند.

In der Kunst, mit vielen Worten gar nichts zu sagen, mache ich reißende Fortschritte.

در هنر با پرحرفی هیچ نگفتن من پیشرفت عظیمی کرده‌ام.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4672034), cojiluc (fa #6974368), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1398429), cojiluc (fa #7423416), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8125408), cojiluc (fa #9890243), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2292714), cojiluc (fa #7303672), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #8930945), cojiluc (fa #11978257), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #9703470), cojiluc (fa #12731091), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1922636), cojiluc (fa #8182440), tatoeba.org
  8. ۸: Manfredo (de #4826584), cojiluc (fa #6882860), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2276804), cojiluc (fa #7477682), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5812013), cojiluc (fa #13121479), tatoeba.org
منابع و مجوزها