تمام
تأییدنشده
tamâm[t̪ʰæ.mɒ́ːm]
مثال با ganz
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
صفت
- تمامtamâmتَمام[t̪ʰæ.mɒ́ːm](throughout the whole of (a stated period of time))(entire)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سراسرsarâsarسَراسَر[sæ.ɹɒː.sǽɹ](entire)تأییدنشده
- کاملkâmelکامِل[kʰɒː.mél̥](with everything included)تأییدنشده
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بسیارbesyârبِسیار[bes.jɒːɹ](to a high degree)تأییدنشده
- خیلیxeyliخِیلی[xéj.liː](to a high degree)تأییدنشده
ضمیر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- همهhame[hæ.mé](wholly)تأییدنشده
دستور زبانِ ganz
صفت
- تلفظ
- [ɡant͡s]
همهٔ صورتها
- ganzصفت مطلق
- ganzerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ganzenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ganzemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ganzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ganzeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ganzeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ganzenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ganzenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ganzerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ganzeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ganzesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ganzenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- ganzenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- ganzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ganzesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ganzenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
مثالها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۲Mein ganzer Körper schmerzt.
۳Er arbeitet die ganze Nacht und schläft den ganzen Tag.
او تمام شب را کار می کند و تمام روز را می خوابد!
۴Die hohe Luftfeuchtigkeit macht mich ganz müde.
این رطوبت بالا باعث شد من احساس خستگی کنم.
۵Der Schmerz besteht die ganze Zeit
۶Mir tut der ganze Körper weh.
تمام بدنم درد میکند.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۷Ich habe dieses Buch den ganzen Nachmittag gelesen.
من تمام بعد از ظهر آن کتاب را داشتم می خواندم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۸das ist nicht ganz billig
این مبلغی خرج در میدارد
تأییدنشده
۹das ganze Elend dieser Welt
تمام رنج و ناکامی این دنیا
تأییدنشده
خیلی با حال! بسیار عالی!
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
او کاملا پریشان است
تأییدنشده
منابع و ارجاعها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- Refugee Phrasebook, CC0-1.0
Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)
- ۱: Esperantostern (de #1726953), cojiluc (fa #8486756), Tatoeba
- ۲: Esperantostern (de #1557904), Adelpa (fa #13919669), Tatoeba
- ۳: MUIRIEL (de #540319), mkia (fa #1975255), Tatoeba
- ۴: Esperantostern (de #852500), AsliAbbasi (fa #852509), Tatoeba
- ۵: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
- ۶: Pfirsichbaeumchen (de #1631389), Adelpa (fa #13919669), Tatoeba
- ۷: Wolf (de #366439), mahdiye (fa #772511), Tatoeba
- ۸: farhang von ckh
- ۹: farhang von ckh
- ۱۰: raggione (de #5587659), abolfazl (fa #4878123), Tatoeba
- ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها