فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوستانه

dustâne[d̪uːs.t̪ʰɒː.né]

freundlich صفت

صفت

  • دوستانهdustâne[d̪uːs.t̪ʰɒː.né](approachable, warm)
  • مهربانmehrabân, mehrbânمِهرَبان[meɦ.ɹæ.bɒ́ːn][meɦɹ.bɒ́ːn](kind and warmly courteous)(affectionate, nice)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خوش خلقخوش خُلقتأییدنشده
  • بخشندهbaxšande[bæx.ʃæn̪.d̪e](kind and warmly courteous)تأییدنشده
  • دلپذیرdelpazirدِلپَذیر(nice, pleasant)(pleasant, satisfactory)تأییدنشده
  • صمیمیsamimi[sæ.miː.míː]تأییدنشده

دستور زبانِ freundlich

صفت

تلفظ
[ˈfʁɔɪ̯ntlɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • freundlicherصفت تفضیلی
  • am freundlichstenصفت عالی
  • freundlicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • freundlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • freundlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • freundlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • freundlicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • freundlicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • freundlichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • freundlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • freundlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • freundlichererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freundlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freundlichereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freundlichererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freundlichererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • freundlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freundlichererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • freundlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freundlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • freundlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freundlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • freundlichereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • freundlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freundlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • freundlichererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • freundlichereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • freundlicheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • freundlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • freundlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • freundlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • freundlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • freundlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • freundlichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • freundlichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • freundlichsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • freundlichstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • freundlichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer allen ein freundliches Gesicht zeigt, hat keinen wahren Freund.

کسی که به همه روی دوستانه نشان می‌دهد، هیچ دوست واقعی ندارد.

jem. zu einem freundlichen Menschen erziehen

کسی را آدم خوشبرخورد به عمل آوردن

er redet freundlich

او خوش زبان است

er ist anderen Menschen gegenüber freundlich

او با دیگران خوب رفتار میکند

mit freundlichen Worten gewinnt man Herzen

سخن نیکو صیاد دلهاست

ein zufriedenes Herz macht ein freundliches Gesicht

رنگ رخساره نشان میدهد

das ist sehr freundlich von dir

خیلی لطف کردی

Ihr seid beide wirklich freundlich.

شما دو نفر واقعا مهربان هستید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

verdirb es dir nicht mit denen, die freundlich zu dir waren

هر جا که نمک خوردی نمکدان مشکن

mit jem. freundlich umgehen

به کسی با روی خوش برخورد کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5122810), cojiluc (fa #8213912), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Fingerhut (de #929899), ghasemkiani (fa #2174748), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها