فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آزاد کردن

تأییدنشده

âzâd kardan[ʔɒː.zɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]

freilassen فعل

فعل

  • آزاد کردنâzâd kardanآزاد کَردَن[ʔɒː.zɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خلاص کردنxalâs kardanخَلاص کَردَن[xæ.lɒ́ːs kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • مرخص کردنمُرَخَص کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ freilassen

فعل

تلفظ
[ˈfʁaɪ̯ˌlasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • freigelassenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • freizulassenمعلوم، extended، مصدر
  • freilassendمعلوم، participle، حال
  • freigelassenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • freizulassendergerundive، participle
  • lass freiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasse freiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasst freiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lasse freiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lasse freiمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • freilasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • freilasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lässt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lassest freiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • freilässtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • freilassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lässt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lasse freiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • freilässtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • freilasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lassen freiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lassen freiمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lasst freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lasset freiمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • freilasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • freilassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lassen freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lassen freiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ließ freiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ließe freiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • freiließمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • freiließeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließest freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließest freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • freiließestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • freiließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • freiließestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließ freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ließe freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • freiließمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • freiließeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ließen freiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ließen freiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • freiließenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • freiließenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ließet freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • freiließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • freiließetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ließen freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ließen freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • freiließenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • freiließenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • freizulassendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • freizulassendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • freizulassendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • freizulassendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • freizulassendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • freizulassendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • freizulassendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • freizulassendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • freizulassendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • freizulassendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • freizulassendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • freizulassendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • freizulassendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • freizulassendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Die Geiseln werden freigelassen werden.

گروگان‌ها آزاد خواهند شد.

freilassen unter der Verpflichtung

آزاد به قید التزام

Der Gefangene wurde freigelassen.

زندانی آزاد شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans_Adler (de #792419), cojiluc (fa #7447914), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Dejo (de #629808), manelie (fa #12777605), tatoeba.org
منابع و مجوزها