پیشین
pišin[pʰiː.ʃiːn][pʰiːˈʃiːn]
نوع واژه نامشخص
- پیشین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در سابق
- در قدیم
- متقدم
- پیشترها
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قبلی
دستور زبانِ früher
صفت
- تلفظ
- [ˈfʁyːɐ]
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Reisen war früher ein Vergnügen; heute ist es ein Gewerbe.
سفر قبلا یک تفریح بود؛ امروز یک پیشه است.
Auch die Zukunft war früher besser.
حتی آینده قبلا بهتر بود.
Früher war der Mensch Herr seines Wissens. Heute ist das Wissen sein Gebieter.
پیشتر، آدم آقای علمش بود. امروز علم سرورش است.
Früher oder später wird alles enthüllt.
دیر یا زود همهٔ چیز آشکار میشود.
Er wird es früher oder später bedauern.
او دیرتر یا زودتر از آن پشیمان خواهد شد.
Die Zukunft war früher auch besser.
حتی آینده قبلا بهتر بود.
Früher stand hier ein Kloster.
قبلا اینجا یک صومعه قرار داشت.
Früher stand hier ein Kloster.
پیشتر یک صومعه اینجا قرار داشت.
Er ist nicht mehr der fröhliche Mensch von früher.
او دیگر مرد شاد قدیم نیست.
Früher waren in der Stadt Bootsbauerfamilien ansässig.
قبلا در شهر خانوادههای قایق سازان ساکن بودند.