فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخشا

تأییدنشده

fleißig
صفت تفضیلی:
fleißiger
صفت عالی:
am fleißigsten
صفت

مثال با fleißig

۱Sysko arbeitet fleißig wie eine Ameise.

سیسکو مانند یک مورچه سخت کار می‌کند.

صفت

  • تخشا(hard-working and persistent)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سخت‌کوشیسَختکوشی(taking their work seriously and doing it well and rapidly)تأییدنشده

دستور زبانِ fleißig

صفت

تلفظ
[ˈflaɪ̯sɪç], [ˈflaɪ̯sɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • fleißigصفت مطلق
  • fleißigerصفت تفضیلی
  • am fleißigstenصفت عالی
  • fleißigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fleißigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fleißigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fleißigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fleißigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fleißigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • fleißigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fleißigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fleißigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fleißigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fleißigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fleißigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fleißigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • fleißigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fleißigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fleißigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fleißigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • fleißigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • fleißigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fleißigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • fleißigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fleißigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fleißigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fleißigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • fleißigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fleißigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fleißigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • fleißigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fleißigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fleißigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • fleißigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fleißigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

۱Sysko arbeitet fleißig wie eine Ameise.

سیسکو مانند یک مورچه سخت کار می‌کند.

۲Geniale Menschen beginnen große Werke, fleißige Menschen vollenden sie.

انسانهای درخشان کارهای بزرگ را شروع می‌کنند، انسانهای زرنگ آنها را خاتمه می‌دهند.

۳Die Hühner waren fleißig, und so gab es bei Tom zum Frühstück Eier.

مرغ ها سخت مشغول بودند برای اینکه تام برای صبحانه تخم مرغ داشته باشد!

۴Ist man nicht fleißig in der Jugend, wird man im Alter traurig sein.

اگر آدم در جوانی تلاشگر نباشد، در پیری غمگین می‌شود.

۵Hab ich dir's nicht gesagt, dass du fleißiger hättest lernen sollen?

بهت نگفتم باید بیشتر درس می‌خواندی؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Du musst fleißig arbeiten.

تو باید سخت کار کنی.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Sysko arbeitet fleißig wie eine Ameise.

سیسکو مانند مورچه ها کار می کند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸Lerne fleißig!

سخت درس بخوان.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Sirio60 (de #2046018), cojiluc (fa #13649333), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #6307996), cojiluc (fa #7828560), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #7870981), Suroosh (fa #9014034), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #10791549), cojiluc (fa #12731100), Tatoeba
  5. ۵: brauchinet (de #3869299), AchillePoirot (fa #3869510), Tatoeba
  6. ۶: xtofu80 (de #392846), mahdiye (fa #848076), Tatoeba
  7. ۷: Sirio60 (de #2046018), mahdiye (fa #745976), Tatoeba
  8. ۸: moskbnea (de #1850060), mahdiye (fa #4746316), Tatoeba
منابع و مجوزها