فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنبل

tanbal[t̪ʰæm.bǽl̥]

faul صفت

صفت

  • تنبلtanbalتَنبَل[t̪ʰæm.bǽl̥](unwilling to work)(lazy)(habitually idle and lazy; slothful; dull; inactive)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پوسیدهpuside[pʰuː.siː.d̪e](decayed, gone bad)(faulig)تأییدنشده
  • لسlas(unwilling to work)(lazy)قدیمیتأییدنشده
  • لقlaqلَق[læɢ̥](faulig)تأییدنشده
  • متعفنمُتَعَفِن(faulig)تأییدنشده
  • عفنعَفِن(faulig)تأییدنشده
  • گندیدهگَندیده(faulig)تأییدنشده

دستور زبانِ faul

صفت

تلفظ
[faʊ̯l]
همهٔ صورت‌ها
  • faulerصفت تفضیلی
  • am faulstenصفت عالی
  • faulerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fauleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fauleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • faulenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • faulemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • faulenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fauleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faulesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fauleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fauleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fauleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fauleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • faulenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fauleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fauleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faulenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • faulerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fauleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • faulesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • faulenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • faulenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faulenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • faulenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fauleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faulesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • faulenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • faulererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • faulereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fauleresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • faulereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • faulererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • faulererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fauleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • faulererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fauleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • faulerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • faulereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fauleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • faulereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • faulereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • faulerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • faulereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • faulereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • faulerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • faulererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • faulereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fauleresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • faulerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • faulerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • faulereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fauleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • faulerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • faulsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • faulsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • faulsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • faulsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • faulstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • faulstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • faulstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • faulstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • faulstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Faule Schüler liebt der Lehrer nicht.

شاگرد تنبل معلم را دوست ندارد.

ist da keine faule Absicht dahinter

دوز و کلک توی کار نباشد

sich auf die faule Haut legen

لباس تنبلی به تن کردن

die Wurzel ist faul

آب از سرچشمه گل است

daran ist was faul

یک چیزش لنگ است

wehe wenn das Salz faul wird

هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک

dick, fett und faul

چاق و تنبل

alles was fault, bekommt Salz, wehe wenn das Salz faul wird

هر چه بگندد نمک می زنند

wieso bist du so faul geworden

مگر غیرتت را سگ خورده است

ich war nicht faul, sich etwas nicht gefallen lassen

من نامردی نکردم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1811626), cojiluc (fa #7561674), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها