فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راندن

rândan[ɹɒːn̪.d̪ǽn]

fahren فعل

فعل

  • راندنrândanراندَن[ɹɒːn̪.d̪ǽn](to be transported in a vehicle as a passenger)(to travel by operating a motorized vehicle)(to operate (a wheeled motorized vehicle))(to transport oneself by sitting on and directing a horse, bicycle etc.)
  • روندن(to operate (a wheeled motorized vehicle))محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رفتنraftan, roftanرَفتَن[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • رانندگی کردنrânandegi kardanرانَندِگی کَردَنتأییدنشده
  • سواری کردن(to transport oneself by sitting on and directing a horse, bicycle etc.)تأییدنشده

دستور زبانِ fahren

فعل

تلفظ
[ˈfaːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefahrenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fahrendمعلوم، participle، حال
  • gefahrenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fahrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fahreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fahrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fahreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fahreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fährstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fahrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fährtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fahreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fahrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fahretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fuhrمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • führeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fuhrstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • führestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • führstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fuhrمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • führeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fuhrenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • führenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fuhrtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • führetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • führtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fuhrenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • führenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Fahre nie schneller, als dein Schutzengel fliegen kann.

هرگز سریعتر از فرشتهٔ نجاتت نران.

Er ist alt genug, Auto zu fahren.

او بسیار پیر است تا ماشین براند.

Können Sie fahren?

میتونید رانندگی کنید؟

Ruhe dich aus, während ich fahre.

هنگامی که می‌رانم، ساکت باش.

Wohin führt dieser Pfad?

این مسیر به کجا می‌رود؟

Fleiß führt oft zum Erfolg.

پشتکار غالبا به موفقیت منتهی می‌شود.

Die Straße, die zum Hotel führt, ist schmal.

خیابانی که به هتل می‌رسد، باریک است.

Maßloser Stolz führt zu keinem guten Ende.

فخر بی‌اندازه به هیچ سرانجام خوبی منتهی نمی‌شود.

Der Pfad in die Höhe ist der gleiche, der in die Tiefe führt.

مسیری که به بالا می‌رود همان است که به عمق می‌رود.

Wenn du Auto fährst, solltest du an Straßenecken die Geschwindigkeit verringern.

هنگامی که رانندگی می‌کنی، باید در سر پیچ‌ها سرعت را کم کنی.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4938619), cojiluc (fa #7526654), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1286525), cojiluc (fa #8144345), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #7814938), Suroosh (fa #11767247), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1428739), cojiluc (fa #10743301), tatoeba.org
  5. ۵: Luiaard (de #8280393), cojiluc (fa #12483823), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #6175951), cojiluc (fa #10724205), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1456773), cojiluc (fa #12013743), tatoeba.org
  8. ۸: al_ex_an_der (de #2798374), cojiluc (fa #7427666), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1862700), cojiluc (fa #7677676), tatoeba.org
  10. ۱۰: xtofu80 (de #408454), cojiluc (fa #7461534), tatoeba.org
منابع و مجوزها