فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غرق شدن

تأییدنشده

ertrinken فعل

فعل

  • غرق شدنغَرق شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرورفتن(to be suffocated in fluid)تأییدنشده
  • فروشدن(to be suffocated in fluid)تأییدنشده
  • مغروق شدنمَغروق شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ ertrinken

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈtʁɪŋkn̩], [ɛɐ̯ˈtʁɪŋkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ertrunkenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ertrinkendمعلوم، participle، حال
  • ertrunkenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ertrinkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ertrinkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ertrinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ertrinkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ertrinkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ertrinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ertrinkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ertrinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ertrinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ertrinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ertrinketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ertrankمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ertränkeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ertrankstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ertränkestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ertränkstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ertrankمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ertränkeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ertrankenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ertränkenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ertranktمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ertränketمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ertränktمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ertrankenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ertränkenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich ertrank.

من غرق شدم.

Wir ertrinken nicht im Detail.

غرق در جزئیات نشویم.

Die besten Schwimmer sind diejenigen, die am häufigsten ertrinken.

بهترین شناگران غالبا آنهایی هستند که غرق می‌شوند.

Wir ertrinken in Informationen, aber wir hungern nach Wissen.

ما در اطلاعات غرق می‌شویم، اما گرسنۀ دانستن هستیم.

In einem Meer von Schmerz ertrinken die einen, die anderen lernen darin schwimmen.

در دریای درد برخی غرق می‌شوند و برخی یاد می‌گیرند در آن شنا کنند.

Das Kind ertrank beinahe.

کودک تقریبا غرق شد.

Er ertrank im Fluss.

او در رودخانه غرق شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Das Kind ertrank beinahe.

احتمالا بچه غرق شده بود

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2201898), cojiluc (fa #10738142), tatoeba.org
  2. ۲: kutschektar (de #7285596), Hussein64 (fa #5360406), tatoeba.org
  3. ۳: carlosalberto (de #8832677), cojiluc (fa #13079507), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2327115), cojiluc (fa #8184291), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1577989), cojiluc (fa #8192300), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1431826), cojiluc (fa #7648943), tatoeba.org
  7. ۷: freddy1 (de #2200121), Hussein64 (fa #5360409), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1431826), mohsen660 (fa #1440485), tatoeba.org
منابع و مجوزها