فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دادن

تأییدنشده

dâdan[d̪ɒː.d̪ǽn]

erteilen فعل

فعل

  • دادنdâdanدادَن[d̪ɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عطا کردنعَطا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ erteilen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈtaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • erteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erteilendمعلوم، participle، حال
  • erteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erteilمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erteileمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erteiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erteileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erteileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erteilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erteilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erteiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erteileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erteiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erteiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erteilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erteilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erteiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erteiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erteilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erteilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erteiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erteiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erteiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erteiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erteiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erteiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wenn der Rat gut ist, spielt es keine Rolle, wer ihn erteilt hat.

اگر نصیحت خوب باشد، اینکه چه کسی آن را نقل کند هیچ نقشی بازی نمی‌کند.

jem. einen Auftrag erteilen

دستور دادن

jem. eine Absage erteilen

به کسی مضایقه کردن

einer Sache keine Absage erteilen

از چیزی ابایی نداشتن

jem. eine Rüge erteilen

به کسی بیدارباش دادن

jem. das Wort erteilen

به کسی اجازهٔ سخن دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2436566), cojiluc (fa #12716367), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها