خفه کردن
xafe kardan[xæ.fe kʰʲæɹ.d̪æn]
ersticken فعل
فعل
- خفه کردنxafe kardanخَفه کَردَن[xæ.fe kʰʲæɹ.d̪æn](prevent someone from breathing by strangling them)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خفه شدنxafe šodan[xæ.fe ʃo.d̪æn]((intransitive) to suffer from severely reduced oxygen intake to the body)(be unable to breathe because of obstruction of the windpipe)تأییدنشده
دستور زبانِ ersticken
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈʃtɪkn̩]
همهٔ صورتها
- ersticktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erstickendمعلوم، participle، حال
- ersticktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erstickمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erstickeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ersticktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erstickeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erstickeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erstickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erstickestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ersticktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erstickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ersticktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- ersticketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erstickteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erstickteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ersticktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ersticktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erstickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erstickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ersticktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- ersticktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ersticktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ersticktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ersticktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ersticktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
den Aufstand im Keim ersticken
فتنه را قلع و قمع کردن
etwas im Keime ersticken
چیزی را در نطفه خفه کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها