فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منجمد شدن

تأییدنشده

erstarren فعل

فعل

  • منجمد شدنمُنجَمِد شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • یخ زدنyax zadanیَخ زَدَن[jæx zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ erstarren

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃtaʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • erstarrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erstarrendمعلوم، participle، حال
  • erstarrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erstarrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstarreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erstarreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstarrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstarrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erstarreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erstarrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstarretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erstarrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erstarrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erstarrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erstarrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erstarrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erstarrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erstarrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das Blut erstarrte ihm in den Adern

خون در رگهایش منجمد شد

er ist vor Wut erstarrt

کاردش میزد خونش در نمی آمد

wie vom Blitz getroffen, blieb er erstarrt stehen

مانند برق گرفته در خشکش زده است

er ist vor Angst erstarrt

از ترس بهتش زد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها