بازداشتن
تأییدنشده
bâzdâštan[bɒːz.d̪ɒːʃ.t̪ʰæn]
erschweren فعل
فعل
- بازداشتنbâzdâštan[bɒːz.d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](to keep back; to delay or impede)(to get in the way of; to hinder)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دشوار کردن(to make difficult to accomplish)تأییدنشده
- مشکل کردنتأییدنشده
- پیچیده کردنتأییدنشده
دستور زبانِ erschweren
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈʃveːʁən]
همهٔ صورتها
- erschwertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erschwerenمعلوم، مصدر، حال
- erschwerendمعلوم، participle، حال
- erschwertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erschwerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erschwereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erschwertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erschwereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erschwereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erschwerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erschwerestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erschwertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erschwereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erschwerenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- erschwerenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- erschwertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erschweretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erschwerenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- erschwerenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erschwerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erschwerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erschwertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erschwertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erschwerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erschwerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erschwertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erschwertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erschwertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erschwertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erschwertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erschwertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
sich die Arbeit erschweren
کار خودرا کوه کردن
das erschwert die Situation nur
قوز بالای قوز کردن
warum sich das Leben erschweren
چرا باید زندگی را بر خود سخت گرفت
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
- ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها