فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترساندن

تأییدنشده

tarsândan[t̪ʰæɹ.sɒːn̪.d̪æn]

erschrecken فعل

فعل

  • ترساندنtarsândanتَرساندَن[t̪ʰæɹ.sɒːn̪.d̪æn](to frighten)(to disturb with fear)تأییدنشده

دستور زبانِ erschrecken

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃʁɛkn̩], [ɛɐ̯ˈʃʁɛkŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • erschrecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erschreckendمعلوم، participle، حال، regular
  • erschrecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • erschreckمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschreckeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschrecktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • erschreckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • erschreckeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschreckstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschreckestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschrecktمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • erschreckeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erschrecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • erschrecketمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erschreckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • erschreckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschrecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschreckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • erschreckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschrecktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • erschrecktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • erschrecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • erschrecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschrecktparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive، regular
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive، regular
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، regular، statal reflexive
  • erschreckendمعلوم، irregular، participle، حال
  • erschrickمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erschrecktمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erschreckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • erschreckeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschrickstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erschreckestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschricktمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erschreckeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erschrecktمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erschrecketمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erschrakمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erschräkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrakstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erschräkestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschräkstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrakمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erschräkeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschrakenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erschräkenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erschraktمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erschräketمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschräktمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschrakenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erschräkenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschrockenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • mich erschreckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، reflexive، مفرد، subordinate clause
  • mich erschreckeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich erschreckeمعلوم، irregular، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • erschrockenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich erschrecke niemanden.

من هیچکس را نمی‌ترسانم.

Erschrecke dich nicht!

نترس!

Wir wollen niemanden erschrecken.

ما نمی‌خواهیم هیچکس را بترسانیم.

Seine Tat erschreckte uns.

کارش ما را وحشت‌زده کرد.

Ich lerne Klingonisch, um normale Menschen zu erschrecken.

من کلینگان یاد می‌گیرم تا آدمهای عادی را بترسانم.

Erschreck mich doch nicht so!

دیگر مرا اینچنین نترسان.

Entschuldige! Ich wollte dich nicht erschrecken.

ببخشید! من نمی‌خواستم تو را بترسانم.

wenn du sie erschreckst, fallen sie in Ohnmacht

اگر تو دلشان پخ بکنی غش می کنند

Wenn man sie erschreckt, fallen sie in Ohnmacht

اگر تو دلشان پخ بکنی غش می کنند

Wenn ich dich erschrecken wollte, würde ich dir erzählen, was ich vor ein paar Wochen geträumt habe.

اگر قصد ام ترساندن ات بود رویای چند هفته پیش ام را برای ات می گفتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Tamy (de #4637817), cojiluc (fa #7429535), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3559203), cojiluc (fa #7429528), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #3832299), cojiluc (fa #7429537), tatoeba.org
  4. ۴: GaryGaryGary (de #9764809), cojiluc (fa #9859942), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #6855744), cojiluc (fa #7773330), tatoeba.org
  6. ۶: Sudajaengi (de #921157), cojiluc (fa #7429540), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #2410188), cojiluc (fa #7429549), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: kroko (de #214), kuarash (fa #3842007), tatoeba.org
منابع و مجوزها